چطور مشتریانی که خرید نمی کنند را تبدیل به خریدار کنیم

می دانم یکی از بزرگترین مشکلات صاحبان هر کسب و کاری این است که چرا مردم از آن ها آنطور که باید و شاید خرید نمی کنند.

از اکثر افراد زمانی که می پرسی چرا فروشت پایین است دو چیز را عنوان می کنند:

  • دسته اول: بازار خراب است
  • دسته دوم: مشتریان محصولم را درک نمی کنند.

 

به نظر من دسته اول خیلی بهتر است که با همین دید ادامه دهند تا به طور کامل از چرخه تجارت حذف شوند چون کسب و کار با آدم های ضعیف و منفی کاری ندارد.

اما دسته دوم باز هم کمی اوضاع فکری شان بهتر است.

موضوع این نیست که مشتریان محصول شان را درک نمی کنند مشکل این است که آن ها به آدم های اشتباهی مشتری می گویند.

 

اکثر افراد تصور می کنند همه مردم مشتری آن ها هستند و این بزرگترین اشتباهی است که مرتکب آن می شوند.

بیا یک مثال را با همدیگر بررسی کنیم.

تصور کن شخصی می خواهد برنامه ورزشی P90X (یگ برنامه بدنسازی برای لاغری در خانه‌) را بفروشد. به نظرت بازار مخاطب این فرد چه کسانی هستند؟

افرادی که می خواهند لاغر شوند.

اگر پاسخت این بود باید بگویم کاملا اشتباه است.

  •  یک خانم ۶۰ ساله همان روشی برای لاغر شدن استفاده خواهد کرد که یک دختر ۲۰ ساله استفاده می کند؟
  • آیا دلیل لاغر شدن یک خانم ۶۰ ساله همان دلیلی است که یک دختر ۳۰ ساله دارد؟
  • آیا تعریف هر کدام شان از لاغری یکسان است؟
  • آیا از انگیزه یکسانی بهره می برند؟

گمان کنم تا اینجا متوجه شدی رده سنی مخاطبت چه تاثیری در فروشت دارد اما فقط رده سنی هم نیست.

  • آیا هر فرد چاق ۲۵ ساله ای بازار مخاطب تو است؟
  • آیا انگیزه تمام افراد چاق ۲۵ ساله برای کم کردن وزن یکسان است؟
  • آیا برای خرید محصول تمام افراد چاق ۲۵ ساله پول کافی دارند؟
  • آیا بزرگترین هدف هر فرد چاق ۲۵ ساله ای لاغر شدن است؟
  • آیا تمام افراد چاق ۲۵ ساله می دانند اگر لاغر نشوند چه فرصت هایی را از دست می دهند؟

همانطور که دیدی المان ها زیادی وجود دارد تا بازار مخاطبت را پیدا کنی که اگر بخواهم تک تک آن ها را بنویسم مطلب خیلی طولانی می شود اما می خواهم فرمولی را یاد بدهم که خیلی سریع بتوانی مشتریان مخاطبت را پیدا کنی.

بهترین بازار مخاطب تو کسانی هستند که همین الان از مشکلی که دارند آگاه هستند و به دنبال پیدا کردن راه حل هستند. این افراد همین الان محصول تو را می خواهند

طبیعتا هر محصولی که می خواهی بفروشی قرار است مشکلی را حل کند.

  • جاروبرقی مشکل جمع کردن آشغال ها ریز را در خانه حل می کند.
  • همزن برقی مشکل ادغام نشدن سریع مواد با یکدیگر را حل می کند.
  • آموزش کاهش استرس مشکل داشتن استرس را برطرف می کند.
  • و….

اولین کاری که باید انجام دهی این است که در یک کاغذ بنویسی محصول تو قرار است دقیقا چه مشکلی را حل کند.

سپس بعد از آن باید بنویسی دقیقا چه کسانی این مشکل را دارند و از آن با خبر هستند و دنبال راه حل هستند. بعد از تکمیل این دو قسمت باید اطلاعاتت را در این فرمول بگذاری:

من به بازار هدف کمک می کنم تا این مشکل را با استفاده از این محصول حل کنند.

قسمت هایی که زیر شان خط کشیدم را باید پر کنی. بگذار یک مثال بزنم:

من با تبلیغ نویسی به صاحبان کسب و کاری که محصول دارند و نمی توانند بفروشند کمک می کنم تا بتوانند بیشتر از هر کس دیگری بفروشند.

 

زمانی که این جمله را کامل کردی نوبت به این می رسد که تک تک مشخصات ظاهری و فکری این بازار مخاطب را بنویسی.

در اینجا چند نمونه از نوع نوشتن مشخصات بازار مخاطب را قرار می دهم.

 

تا اینجا دقیقا می توانی تشخص دهی چه کسی مخاطب اصلی محصولت است اما سوال اینجاست که

چطور مشتریانی که خرید نمی کنند را تبدیل به خریدار کنیم ؟

آن دسته از مشتریانی که خرید نمی کنند به احتمال زیاد هنوز نمی دانند چه مشکلی دارند به همین خاطر هنوز به دنبال راه حل نیستند.

و تا زمانی که دنبال راه حل نباشند به هیچ عنوان تبدیل به مشتری نمی شوند. کاری که باید انجام دهی این است که آن ها را از وجود مشکلشان آگاه کنی. چطور؟

  • از طریق وبلاگ نویسی در سایت
  • از طریق برگزاری وبینار
  • از طریق تولید ویدیو آموزشی
  • و…

استفاده از ترکیب این ها می تواند نتایج بسیار قدرتمندی را بسازد.

 

من کمک می کنم تا بتوانی مشتریانی را پیدا کنی که همین الان خواهان خرید محصولت هستند و هیچ مشکلی در پرداخت هزینه آن ندارند حتی اگر دو برابر قیمت رقیبت باشد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *